بسم الله پاسدار حرمت خون شهيدان
حرف هايي هست براي گفتن که اگر گوشي نبود نمي گوييم
و حرف هاييست براي نگفتن
حرف هايي که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمي آورند
و سرمايه ي هر کس به اندازه ي حرف هاييست که براي نگفتن دارد
پس و پيش نوشت : درگذشت دکتر شريعتي رو با يه روز تاخير تسليت ميگيم...
خدايا تو به من دستور دادي که در راه تو قرباني شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه بسوي قربانگاه عشق حرکت کردم.... اما تو ميخواستي که اين قرباني هر چه با شکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندانم را و عزيزترين کسانم را بقرباني پذيرفتي .... و مرا در آتش اشتياق گذاشتي........
پي نوشت : دست نوشته اي از شهيد دکتر چمران بود..يادش گرامي ..روحش شاد
پس و پيش نوشت : ما علاوه بر ارادت خاصي که به دکتر چمران داريم..ايشون شبيه يکي از آشناهامونم هستند..يعني يکي از آشناهامون شبيه ايشون هستند تا حد 90/99%...يادش به خيرخودشو دکتر ناميده بودو اومده بود باسه اعتکافمون سخنراني ...هر چند که ما خودمون هزار سوراخ قايم کرديم از دست کتک هاي رفقا فقط به خاطر آشناييمون.در امان باشيم...ولي خانوماي ديگه که رفته بودن تو چشمش و نوت برميداشتن و سن بالا ها هم که يکي کلاشو گرفته بود و يکي آستينشو و يکي زير شلواريشو..هي دُکي جون دُکي جون ميکردند..اونم هي ذوق مرگ ميشد...ما هم آخر مجبور شديم يريم و ميکروفنشو قطع کنيم که تشريف فر ما شن....آخرشم هل شد به جاي اينکه بره سمت برادران ..رفت دابليو سي خواهران...جان من نه ..جان شما با زير شلواري اومده بود سخنراني..سفيد بود ..ولي فکر کنم با لباس هاي رنگي شسته شده بود ..يه نموره به آبي ميزد..پايينشم يه خط سورمه اي داشت...کامل تصور کردين؟
پ ن : شعار و تکبير و صلوات ..، چاشني غم و شادي جبهه بود..چاشني امروز تو چيست؟
پ ن : اگه امروز پنج شنبه استو داري اينو ميخوني..نواي وبلاگو تا آخرش گوش کن..فقط دو دقيقه است
پ ن : اين عکس رو ببينيد ..معرکه است...ومخصوصا اون جملش...

پ ن : ميگن اگه باسه ديگران دعا کني ..دعاي خودت بهتر ميگيره..مارو هم عضو ديگران خودتون بدونيدا...
فکر کن آخرين ذکرته
دستتو بيار بالا ..يه نفس عميق بکش حالا با تمام وجود بگو
يا علي