به نام خدا
روزها فکر من اين است همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خويشتنم
از کجا ؟آمده ام......
آمدنم بهر چه بود.....
به کجا مي روم آخر ننمايي وطنم

سرنوشت تو به يک تصميم وابسته است ,
تصميمي که خودت بايد بگيري !
در تنهايي خويش خرد را به داوري بر گزين
تفکر گفت و گو ............ يک عزم.
زندگي صحنه ي جنگي سخت ميان تو و شيطان است.
جنگي که بالاخره يک پيروز و يک مغلوب دارد .
تو يا شيطان ؟ اندکي درنگ بنگر که در کدام مرحله اي ؟
دشمن را مغلوب کرده اي ؟ پس سپاگزار خدا باش و شادمان
جنگ ادامه دارد ؟ پس مبارزه را جانانه ادامه بده
يا تو مغلوب شده اي؟ پس به فکر چاره باش
به قول حاج محمود:
بعضي روزا فکر مي کنم بار گناهم کاري کرده با من که پيش تو رو سياهم
از خجالت بسته نگاهم درونم ميسوزه از سوزش آهم
ياد گرفتاريم ميوفتم ياد اون لحضه اي که ميبرنم
به ياد غسل و کفنم ياد فشار قبرمو فرياد زدنم
ياد عذاب و بدنم ياد اون لحضه اي که دوتا ملک سوال کنن
ياد ساکت شدنم
يا علي