گفتم کجا گفتا بخون گفتم چرا گفتاجنون گفتم که کي گفتا کنون گفتم نرو خنديد و رفت


پ.ن*: اصلا نمي دونم براي چي اينو نوشتم ...
شايدچون من نسبت به ايشون خيلي ارادت دارم اينو نوشتم .
پ.ن**: من هر وقت به پر کشيدن ايشون فکر مي کنم يادحرف آقا مي افتم :
دو هفته پيش شهيد کاظمي پيش من آمد و گفت :
از شما دو درخواست دارم : يکي اين که دعا کنيد من رو سفيد بشوم ،دوم اين که من شهيد شوم.
پ.ن ***: يه چيز ديگه اين که ما دوست داريم نظرات شما رو بدونيم که اگه انتقاد يه پيشرفتي داشته باشيم يا اگه پيشنهاده يه دلگرمي داشته باشيم ....
پ.ن****: به مناسبت اين ماه اين رخت رو بر تن حسينيه ي مجازيمون کرديم...
پ.ن ***** : در جواب يکي ازدوستان بي نام ونشون که با اسم..* هر چي ميگذراري*.. کامنت گذاشته بودن ما قصد هيچ گونه جسارتي رو نداشتيم ... بعدش هم به نظر من آدم هر جوري که توي
دلشه بايد همون جوري با همون زبون بنويسه ... ( البته اين نظر منه )
بعدش هم گفته بودند وبلاگ رو با بوي معنوي پر کنيد .... معنويت (بازم به نظر من ) رنگ قالب و مداحي ... نميدونم اين جور چيزا نيست. بوي معنويت و خواننده بايد با کالبد شکافي متن در بياره ..
به هر حال من اصلا از اين نظر بدم نيومد اما منم خواستم نظرم رو بگم .
پ.ن******: اگه مدد حيدر کنه غوغا مي شه به مولا
پ.ن آخر :اينم يه گزارش تصويري از يه سفر...