هر بختيارى را بخت برگشتنى است ، و آنچه برگشت پندارى نبوده و نيست . [نهج البلاغه]
کل بازديدها:----16190---
بازديد امروز: ----39-----
بازديد ديروز: ----26-----


نويسنده: کوثر1،کوثر2و...
يکشنبه 15/2/1387 ساعت 10:53 صبح

   به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان  



او خودش را ( م.ب) معرفي ميکند...پيرمردي لاغر، با موهاي سفيد و صورتي که کاملا تراشيده
است ...و خود را پيامبر قلمداد ميکند
او ميگويد : زماني که جنگ ميان ايرا ن و عراق شروع شد ، پسري داشتم که علاقه مند به حضور در جبهه بود.يک روز در خواب ديدم او در جبهه هدف اصابت گلوله قرار گرفته و اطرافش چند عراقي در ميان هاله اي از دود و آتش ايستاده اند.متوجه شدم اين موضوع به من الهام شده است.فرداي اون روز پسرم براي خداحافظي پيش من آمد تا عازم جبهه شود، ولي من مخالفت کردم ، اما او به جبهه رفت و چندي بعد به من اطلاع دادند ، او مجروح شده
است و در بيمارستان بستري است
28سال است گريه ميکنم ..و در اين مدت به معناي عميقي رسيدم و متوجه شدم من همان
پيامبري هستم که مردم انتظارش را ميکشند........
او مدعي شده است که 83 رمز و قفل قرآن براي من گشوده شده است و اصول اعتقادات هم از5 به 7 اصل رسيده است... هم چنين ميگويد عدد 7 مبناي احکام شرعي من است .مثلا 7 بار دست ها و صورت را براي وضو بايد شست..يا هنگام غسل 7 بار عمل شست وشو تکرار
ميشود
ازش پرسيدند ..هر پيامبري نشانه اي دارد ، تو براي ادعاي خود چه نشانه اي داري؟
دست در جيب راستش کرده و گردويي را بيرون آورده و کفته : اين گردو نشانه ي ادعاي من است ..چون درون آن مغزي وجود دارد و سخنان من همگي داراي معني است




پ ن :
کجايند مردان بي ادعا.....همه روزه اين آمار خرافات و گرايش مردم به اين خرافات داره بيشتر ميشه...مردم دارند حتي خودشونم فراموش ميکنند
پ ن : اين مطلب رو از کژراهه نوشتم...اگه مورد توجه قرار گرفت ..در مورد مدعيان ديگر مثل ( فروش برگ درخت به نيت شفا....من همسر حضرت هستم!....دروغگوترين مدعي..تغيير در آداب نماز..پيشبيني زمان مرک..پيامبري که حتي سواد خواندن نداشت..کسي که مدعي ارتباط با امام زمان (عج) شده است و....)مينويسيم...باسه من که خيلي جالب بود..مردم که
ادعاي پيشرفت ميکنند..ادعاي بلند انديشي ميکنند..هنوز هم گول اين مدعيان را ميخورند
پ ن : اي کاش به جاي اين که ادعاي مهدوي بودن کنييم ..يک بار ديگر حيدري بودنمان را به ياد مي آورديم..منظورم تو نبودي ...با خوده خودم بودم...


پ ن : يه نکته باسه کامنتا بگم:اين يه واقعيته که همه باسه اينکه طرف چه ميدونم به وبشون سر بزنه و يا هر چي هست ميان و نظر ميزارند...من دارم همينجا ميگم ..هر کي آمد ..قدمش رو چشم...حتما هم بش سر ميزنيم..ولي اگه ميخواييد نخونده ..و فقط به همين نيت نظر بديد .خواهشاً..تو خصوصي يه يکي ..دويي ..چه ميدونم يه عدد بزاريد...با تشکر..امضا
                               و التماس دعا...
                                             در پناه خود خدا
                                                     يا علي


نظرات ديگران ( )

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
  • [17/5/1387- 7:11 ص] اي زنده ي شهيد صدايم را ميشنوي؟؟؟
    [31/4/1387- 10:9 ص] تولد عزيز ترينهام
    [23/4/1387- 6:27 ع] اينم از موج سواريه ما ؛؛؛
    [10/4/1387- 1:14 ع] اينم فرهنگ سازي !!!
    [25/3/1387- 2:17 ع] رفتيم و هوايي شديم ؛؛؛
    [22/2/1387- 10:22 ص] سلام فرشته ي کوچک زندگيم...
    [آرشيو شده ها]

  •  RSS 

  •  Atom 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسي بلاگ
  • درباره من

  • لوگوي وبلاگ

  • پيوندهاي روزانه

  • مطالب بايگاني شده

  • لينک دوستان من

  • لوگوي دوستان من

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعيت من در ياهو

  • آواي آشنا