بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
( اين پستم متعلق به تمام مسافر هاي جنوبه)
سلام بر شهيدان راه خدا
خدايا تو بنگر که چگونه عاشقانت براي حفظ ارزش هاي والاي اسلامي اين چنين راحت،گرانبهاترين دارايي خويش را در طبق اخلاق نهاده و تقديم مي کنند
.
خدايا ببين اسطوره هاي شهادت فررزندان ابراهيم پيروان محمّد (ص)،عاشقان خط سرخ حسيني ، سربازان
گمنام اسلام و مريدان حضرت بقيه الله چگونه حيات را به بازي گرفته اند ،سرمست عشق اند، عشق به الله ،سربازان پر خروش روح الله حافظان مکتب ، بازواني که امام بر آنها بوسه مي زند،به قبيله نور پيوستند و نورافشاني مي کنند همان نوري که هم اينک چشمان تمامي ستمکاران تاريخ را مي آزارد و ره را بر مظلومان و مستضعفان مي گشايد
.
يارانمان ،يارانمان رفتند ،رفتند تا قله فلاح ،رفتند تا قبيله ي نور ،رفتند و به کاروان مظلومان تاريخ پيوستند.
.....
پ ن :
سلام خداجونم ...نميدونم پامو رو کدوم تيغي گذاشتم که هنوز خارش از زندگيم بيرون نرفته...هر بار ميام در خونت يه جوري ميپيچونيم... قرعه کشي عمره يادته...بيا ديدي ماه بهمن تموم شد ...مگه قرار نبود خودت جورش کني با بچه هاي دانشگاه برم جنوب..باشه اون هيچي ..اربعين چي ..اونو ديگه خودت قول دادي تو بين الحرمين باشم...آخه چرا؟...اين بلاگي ها هم که اين هفته راهي اند..آره من اصلا لياقت جمکرانم ندارم ..جمکران که هيچي حتي امامزاده صالح هم ....هيچي نگم بهتره...
يکي نيست بگه دختر منتظري فرش قرمز باست پهن کنند..آخه به چه زبوني بگم مسجد رفتن هم
دل ميخواد به مولا دل ميخواد ..دل..دللللللللللللللللللل....
يا مولا
ميشه اين شب ها به دل مرده ي ما هم نگاه کني...اين دلمونم زنده کني.......فرشته ها بگن ايشاالله ...شما هم بگيد ايشاالله
اگه جا داشت يا مولاشو درشت ترم مينوشتم
پ ن :
تا زماني که دلم زنده نشه اين رخت سياهو از اينجا بر نميکنم
پ ن : اي دردانه ي زهرا تو براي آزادي غزه دعا کن
اگه اينو نميگفتم بغضش خفم ميکرد
پ ن
: از يه مسافر پرسيدم اون حست که دلتو ميلرزونه باسه رفتن به جنوب چيه.....؟؟؟
شهد را با دل سرودم ...راه سخت .. اندکي صبر کن اي عاشق که طلوع مي کند آن کس که رويش را براي خود آرزو مي کنم.....
اي دل کمي طاقت را براي خود زمزه کن تا صبح را براي تو معني کنم.برايت اميد را ميسرايم تا شايد مرهمي براي آن دل شکسته ات شود..شهادت را آرزو کن
در حسرت ماندن براي
عاشقي چون من چشمانم جز خودش بر تمام چيز ها خاموش است و تو اي آسمان براي من گريه کن شايد مرا دريابد آن صبح
پ ن :
خدايا هيچ مسافري از رفيقاش جا نمونه...حالا ما يه جامونده و تو حسرت يه رکعت عشق سر سجاده ي خونين زيره آسمون پر ستاره
آره نماز عشق اينچنين است کنار مهر تو ميدان مين است
پ ن : خيلي رنگي رنگي شد....حواست باشه زندگي رنگي نشه ..اون موقع است که دلت سنگي ميشه
تمام رنگي ها رو کنار هم بزار چي ميفهمي؟؟؟؟
پ ن : يادمان کن اي
مسافر فردا رسيدي به شهر سوال و جواب ها

پ ن :
خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام
بعضي چيز ها حتي فکر کردن بهشم دل آدمو ميلرزونه
و
خدا حافظ رفيق
خدا حافظ رفيق و نارفيق
خدا حافظ رفيق
در پناه خود خدا
يا علي